پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۱

مرا ای مه اگر دیوانه گفتی

نمی‌رنجم ز تو یارانه گفتی

به زلف و عارضش گفتی غم خویش

شبی بود و چراغ افسانه گفتی

غمش گفتی درون سینهٔ ماست

نشان گنج در ویرانه گفتی

ز ریش دل حکایت کردی ای اشک

خبرها از میان خانه گفتی

گدایِ کوی ما گفتی خیالی ست

تعالی الله که درویشانه گفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۳مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی
  2. شمارهٔ ۳۷۴مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی
  3. شمارهٔ ۳۷۵ - استقبال از همام تبریزیمنم و بادیهٔ عشق و دل آگاهی
  4. شمارهٔ ۳۷۶نیست در عشق تو سوز من و شمع امروزی
  5. شمارهٔ ۳۷۷وصل جمشید طلب تا که به جامی برسی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.