پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی

باقیِ باده به پیش آر و هوالباقی گوی

مطربا مجلس شوق است و حریفان جمعند

ماجرای غم و افسانهٔ مشتاقی گوی

غمزه اش گر سخن از فتنه نگفت، ای ابرو

تو که در شیوهٔ خوبی به جهان طاقی گوی

ای طبیب دل رندان چو غمِ رنج خمار

درد نوشان به تو گفتند تو با ساقی گوی

سرکشی کار بتان است خیالی در عشق

گر تو رندی سخن از رندی و عشاقی گوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
  2. شمارهٔ ۳۶۴دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی
  3. شمارهٔ ۳۶۵شد باز به دیدار سحر چشم جهانی
  4. شمارهٔ ۳۶۶کجا باشد چو می روشن ضمیری
  5. شمارهٔ ۳۶۷گر ای دل بر طریق عذرخواهی
  6. شمارهٔ ۳۶۸گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی
  7. شمارهٔ ۳۶۹گرچه بر اسب سلطنت شاهی و شاهزاده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۷۰ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.