پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

شد باز به دیدار سحر چشم جهانی

بیدار نشد بخت عجب خواب گرانی

ما را خبر از محنت و اندوه زمانه

وقت است که بی یاد تو باشیم زمانی

شک نیست که طفل ره ارباب طریق است

پیری که نگفته است ارادت به جوانی

تا دیده چه نامحرمیی دید ز اشکم

کز خانهٔ مردم به درش کرد روانی

کس را نبود مایهٔ قدر تو خیالی

گر یار بگوید که سگ ماست فلانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷گر ای دل بر طریق عذرخواهی
  2. شمارهٔ ۳۶۸گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی
  3. شمارهٔ ۳۶۹گرچه بر اسب سلطنت شاهی و شاهزاده‌ای
  4. شمارهٔ ۳۷۰ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
  5. شمارهٔ ۳۷۱مرا ای مه اگر دیوانه گفتی
  6. شمارهٔ ۳۷۲مرا در بزم رندان جرعه نوشی
  7. شمارهٔ ۳۷۳مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی
  8. شمارهٔ ۳۷۴مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.