پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

کجا باشد چو می روشن ضمیری

که دارد به ز ساغر دستگیری؟

جوانی کو ننوشد بادهٔ شوق

ز دست نازنینی دلپذیری

اگر پیری رسد آن بی ارادت

ورا نبود نصیب از هیچ پیری

چه گویم چیست چشم دلفریبش

گزین شوخی بلای بی نظیری

به امّیدی سپر کردیم سینه

که با ما هم رسد ز آن غمزه تیری

خیالی کیست پرسیدی بر این در

که خواهد بود درویشی فقیری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشی
  2. شمارهٔ ۳۶۹گرچه بر اسب سلطنت شاهی و شاهزاده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۷۰ما نداریم به غیر از جگرِ افگاری
  4. شمارهٔ ۳۷۱مرا ای مه اگر دیوانه گفتی
  5. شمارهٔ ۳۷۲مرا در بزم رندان جرعه نوشی
  6. شمارهٔ ۳۷۳مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی
  7. شمارهٔ ۳۷۴مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی
  8. شمارهٔ ۳۷۵ - استقبال از همام تبریزیمنم و بادیهٔ عشق و دل آگاهی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.