پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی

ولی باشد که با ما خوش برایی

دلم با تو از آن رو آشنا شد

که باشد آشنایی روشنایی

اگر حیران نیی در قدّش ای سرو

چرا پا در گِل و سر در هوایی

مزن ای ماه نو با ابرویش لاف

که بسیاری از او کم می نمایی

به قدر هرکسی حق تحفه یی داد

تو را شاهی خیالی را گدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری
  2. شمارهٔ ۳۶۱خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی
  3. شمارهٔ ۳۶۲دلا تا محنتی بر خود نبینی
  4. شمارهٔ ۳۶۳دلا چو روی به اقبال مقبلی داری
  5. شمارهٔ ۳۶۴دلا ز لذت مستی گهی خبر یابی
  6. شمارهٔ ۳۶۵شد باز به دیدار سحر چشم جهانی
  7. شمارهٔ ۳۶۶کجا باشد چو می روشن ضمیری
  8. شمارهٔ ۳۶۷گر ای دل بر طریق عذرخواهی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.