پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

بدین شوخی که تو بنیاد داری

عجب گر خاطری را شاد داری

فراموشت نخواهم کرد گفتی

فراموشت شد این هم یاد داری؟

هوای من نداری تا کی ای سرو

سر و کار مرا بی یاد داری

چه سعی است از نظر افتادن ای اشک

تو می‌دانی که پیش افتاد داری

خیالی آن پسر شوخ و تو سرکش

گله از بخت مادرزاد داری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵تا دلم را به غم هجر درانداخته‌ای
  2. شمارهٔ ۳۵۶تا کی ای شوخ به هر بی‌خبری می‌سازی
  3. شمارهٔ ۳۵۷تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
  4. شمارهٔ ۳۵۸تو ای مه گرچه شوخ و بیوفایی
  5. شمارهٔ ۳۵۹چند ای سرشکِ خون دم از پاکیِّ گوهر می‌زنی
  6. شمارهٔ ۳۶۰چه طرفه طرفه تو نقشی چه بوالعجب نوری
  7. شمارهٔ ۳۶۱خیز ای مست و سلامی به رخ ساقی گوی
  8. شمارهٔ ۳۶۲دلا تا محنتی بر خود نبینی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.