پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی

کز راه تکبر نرسد کار به جایی

هرکس که به می صاف نارد قدح دل

گر صوفی وقت است در او نیست صفایی

چون دفتر گل باد پراکنده به هر باد

هر دل که در او از طرفی نیست هوایی

مستانِ می شوق تو را غیر قدح نیست

در دور حریفی که زند گرد برایی

ما را چو سکندر هوس چشمهٔ حیوان

زآن است که دارد به لبت نسبت مایی

ای سرو خیالی چو هوادار قدیم است

گه گه به رهش بهر خدا طال بقایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰ای که در عالم خوبی به لطافت علمی
  2. شمارهٔ ۳۵۱ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری
  3. شمارهٔ ۳۵۲ای گل از روی تو آموخته خندان رویی
  4. شمارهٔ ۳۵۳بدین شوخی که تو بنیاد داری
  5. شمارهٔ ۳۵۴تا در قدم اهل دلی خاک نگردی
  6. شمارهٔ ۳۵۵تا دلم را به غم هجر درانداخته‌ای
  7. شمارهٔ ۳۵۶تا کی ای شوخ به هر بی‌خبری می‌سازی
  8. شمارهٔ ۳۵۷تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.