پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی

از خاک درِ دوست به مقصود رسیدی

دل جان نتوانست ز دستِ غم او برد

خوش وقت تو ای اشک که بر آب چکیدی

گفتم که ندیدم دهن تنگ تو را هیچ

خندان شد و گفتا که تو خود هیچ ندیدی

ناچار ملامت کش و خواری شنو ای دل

در عشق چو گفتار عزیزان نشنیدی

گفتم که بلا می کشی ار می کشی آن زلف

دیدی که نصیحت نشنیدی و کشیدی

گشتم چو خیالی به تمامی گرو عشق

تا خلق نگویند به غیری گرویدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴ای پارسا که دایم رو در نماز داری
  2. شمارهٔ ۳۴۵ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی
  3. شمارهٔ ۳۴۶ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی
  4. شمارهٔ ۳۴۷ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
  5. شمارهٔ ۳۴۸ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی
  6. شمارهٔ ۳۴۹ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری
  7. شمارهٔ ۳۵۰ای که در عالم خوبی به لطافت علمی
  8. شمارهٔ ۳۵۱ای گذشته قدت از سرو به خوش رفتاری
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.