پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری

ولی در حلقهٔ زلفت ندارد روز بازاری

به رویت صورت چین تا نزد لاف دل افروزی

نمی خواهم که بینم نقش او بر هیچ دیواری

شدم خاک و در آن کو می برد بادم بحمدالله

که در کویت بدین تدبیر باری یافتم باری

مه نو را چو با چشم خریداری شبی دیدم

به چشمم کم نمود از ابروی شوخ تو بسیاری

دلا گر حاجتی داری به نزد سرو قدّی بر

چو حاجت می بری باری به نزدیک قدم داری

خیالی چند می‌پیچی ز حکمش گردن طاعت

سری در کار تیغش کن اگر داری سر کاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی
  2. شمارهٔ ۳۴۳ - استقبال از کمال خجندیای به بوی تو صبا شیفتهٔ هر چمنی
  3. شمارهٔ ۳۴۴ای پارسا که دایم رو در نماز داری
  4. شمارهٔ ۳۴۵ای دل آن دم شرف صحبت دلبر یابی
  5. شمارهٔ ۳۴۶ای دل از خویش گذر تا که به جایی برسی
  6. شمارهٔ ۳۴۷ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
  7. شمارهٔ ۳۴۸ای دل سر تسلیم بنه بر کف پایی
  8. شمارهٔ ۳۴۹ای که بر صفحهٔ مه خطّ غباری داری
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.