پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو

تو گر ز طوق وفا سرکشی به گردن تو

گذار تا به کف آریم دامن زلفت

وگرنه روز جزا دست ما و دامن تو

چو شمعِ صبح دم از نور زن که بس باشد

صفای چهره دلیل ضمیر روشن تو

شبی که مجلس خلوت صفا دهی، مه را

نمی رسد که سر اندر زند به روزن تو

مقام قرب همین بس بود خیالی را

که خانهٔ دل مسکین اوست مسکن تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
  2. شمارهٔ ۳۳۶گهی دل می‌خورد خونم گه از راه جفا دیده
  3. شمارهٔ ۳۳۷نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
  4. شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلویهمه شب در غم آن ماه پاره
  5. شمارهٔ ۳۳۹از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی
  6. شمارهٔ ۳۴۰اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری
  7. شمارهٔ ۳۴۱ای اشک مرا از سر کویش خبری گوی
  8. شمارهٔ ۳۴۲ای اشک چو در راه طلب گرم دویدی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.