پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

لاله کز گل می‌برد دل چهرهٔ رعنای او

چون کند چون نیست کس را با رخت پروای او

لاف خوبی سرو قدّت را رسد زیرا که هست

شیوهٔ رندی قبایی راست بر بالای او

چون کند دل خود فروشی با سر زلفت که نیست

نقد جان را قیمتی در حلقهٔ سودای او

هرکه را در جان ز تاب آتش دل همچو شمع

هست سوزی می توان دانست از سیمای او

تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او

ز این حسد عمری ست تا من می خورم غمهای او

مطربا چون عود سر تا پای خود در چنگ غم

تا نمی سوزد نمی داند کسی غوغای او

با خیالی کاش از این دلسوزتر بودی غمت

تا نهانی شادمان بودی دل تنهای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
  2. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
  3. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
  4. شمارهٔ ۳۳۶گهی دل می‌خورد خونم گه از راه جفا دیده
  5. شمارهٔ ۳۳۷نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
  6. شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلویهمه شب در غم آن ماه پاره
  7. شمارهٔ ۳۳۹از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی
  8. شمارهٔ ۳۴۰اگرچه مشک را باشد به هر سویی خریداری
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.