پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او

گمان مبر که بوَد ملک وصل در خور او

دلی که در خور گنجینهٔ محبّت نیست

مقرّر است که قلب است اصل گوهر او

به دور آن لب میگون دگر ملاف ای خضر

ز آب چشمهٔ حیوان که خاک بر سر او

ز جویبار بقا سروم آب خور دارد

تو ای سمن چه خوری تا شوی برابر او

گمان مبر که خیالی به هیچ باب دگر

دهد به منصب شاهی گداییِ دراو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او
  2. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
  3. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
  4. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
  5. شمارهٔ ۳۳۶گهی دل می‌خورد خونم گه از راه جفا دیده
  6. شمارهٔ ۳۳۷نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
  7. شمارهٔ ۳۳۸ - استقبال از امیرخسرو دهلویهمه شب در غم آن ماه پاره
  8. شمارهٔ ۳۳۹از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.