پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او

هرکه دارد باطن صافی صفا باشد در او

ابر چون باران ببیند سیل مژگان مرا

از خجالت آب گردد گر حیا باشد در او

گفته ای رنگی ست روزی از گل رویم تو را

وعدهٔ خوب است اگر بوی وفا باشد در او

طاق ابروی تو بر روی نکو بی وجه نیست

هر کجا قبله ست محراب دعا باشد در او

سر دهد بر باد روزی ای خیالی همچو سرو

هر سری کز جانب سروی هوا باشد در او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
  2. شمارهٔ ۳۳۱لاله کز گل می‌برد دل چهرهٔ رعنای او
  3. شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او
  4. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
  5. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
  6. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
  7. شمارهٔ ۳۳۶گهی دل می‌خورد خونم گه از راه جفا دیده
  8. شمارهٔ ۳۳۷نامهٔ طاعت و عصیان چه سفید و چه سیاه
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.