پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو

یعنی که محرم حرم بارگاه شو

چندین چو گرد در پی خیل و حشم مگرد

مرکب ز جای بر کن و میر سپاه شو

گر آبروی دولت جاوید بایدت

ز آن پیشتر که خاک شوی خاک راه شو

ور در سرت هوای گلستان وحدت است

دستان سرای ترجمهٔ لا الاه شو

سر بر رهی بنه که به پایان توان رسید

یعنی ز رسم و راه طلب سر به راه شو

چون دستگیر اهل گناه است رحمتش

انکار را گذار و مقرّ گناه شو

از گمرهی نیافت خیالی کسی مراد

خواهی که ره به دوست بری عذر خواه شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او
  2. شمارهٔ ۳۲۹کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او
  3. شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
  4. شمارهٔ ۳۳۱لاله کز گل می‌برد دل چهرهٔ رعنای او
  5. شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او
  6. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
  7. شمارهٔ ۳۳۴ - استقبال از خواجوی کرمانیای تیرِ غمت را دل عشّاق نشانه
  8. شمارهٔ ۳۳۵کنایت ها به آب خضر گفته
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.