پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندی

تا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او

گل گل است از چوب تر خوردن همه اعضای او

گوییا از شیوهٔ قدّش نشانی داد سرو

کز هوس مرغان همی میرند بر بالای او

دید نرگس عارضش را و گلِ فردوس گفت

خوب دیده ست آفرین بر دیدهٔ بینای او

چون کند دل خود فروشی با سر زلفش چو نیست

نقد جان را قیمتی در حلقهٔ سودای او

ای خیالی کی بود کز لوح دل گردد تمام

نقش جان محو و خیال یار گیرد جای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو
  2. شمارهٔ ۳۲۷دلیر آن است که در دیده بود منزل او
  3. شمارهٔ ۳۲۸صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او
  4. شمارهٔ ۳۲۹کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او
  5. شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
  6. شمارهٔ ۳۳۱لاله کز گل می‌برد دل چهرهٔ رعنای او
  7. شمارهٔ ۳۳۲لطفی که می کند به محبّان عذار او
  8. شمارهٔ ۳۳۳من آن نیَم که گذارم ز دست دامن تو
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.