پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

من که باشم که بود لایق تو خدمت من

تو اگر بنده نوازی بکنی دولت من

به همین مژده ز خوان کرمت خوشنودم

که غم عشق تو شد روز ازل قسمت من

به هوای خط تو مشک‌فشان خواهد شد

هرگیاهی که بروید ز گِل تربت من

پاسبانیّ درت چون سبب سلطنت است

کوس شاهی زنم آن دم که رسد نوبت من

با وجود قدح بادهٔ صافی باد است

حاصل هر دو جهان در نظر همّت من

تو اگر پرسش احوال خیالی نکنی

باد باقی به جهان عمرِ ولی نعمت من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
  2. شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
  3. شمارهٔ ۳۲۵تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او
  4. شمارهٔ ۳۲۶خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو
  5. شمارهٔ ۳۲۷دلیر آن است که در دیده بود منزل او
  6. شمارهٔ ۳۲۸صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او
  7. شمارهٔ ۳۲۹کسی که پیرویِ عشق نیست عادت او
  8. شمارهٔ ۳۳۰کسی که خاک درِ دوست نیست افسر او
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.