پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من

زآن چه حاصل چون نشد هیچ آن دهان مفهوم من

یار بوسی وعده فرمود از دهان خود مرا

آه اگر گردد چو دی آن وعدهٔ معدوم من

دم به دم خون می خورم از بخت خویش و صابرم

کاین شد از خوان ارادت در ازل مرسوم من

گرچه شد دور از حریم خاص وصل او نشد

ناامید از رحمت عامش دل محروم من

کی شدی کار خیالی راست از کوشش اگر

چارهٔ کارش نکردی خدمت مخدوم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
  2. شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو
  3. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
  4. شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
  5. شمارهٔ ۳۲۵تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او
  6. شمارهٔ ۳۲۶خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو
  7. شمارهٔ ۳۲۷دلیر آن است که در دیده بود منزل او
  8. شمارهٔ ۳۲۸صوفی ما جام باشد باده تا باشد در او
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.