پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن

سهل باشد ما بحل کردیم خون خویشتن

زلف تو بخت من است امّا ندارم حاصلی

جز پریشانی ازاین بخت نگون خویشتن

حلقهٔ زنجیر زلف خود به دست دل گذار

تا کند بیچاره تدبیر جنون خویشتن

سرخ رویم همچو گل ای سرو ازین معنی که هست

آب روی من ز اشک لاله گون خویشتن

شام هجران است برخیز ای خیالیّ و دمی

گریه کن چون شمع بر سوز درون خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
  2. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
  3. شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو
  4. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
  5. شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
  6. شمارهٔ ۳۲۵تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او
  7. شمارهٔ ۳۲۶خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو
  8. شمارهٔ ۳۲۷دلیر آن است که در دیده بود منزل او
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.