پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن

هرگز ندیدم اشک را دیگر بر آب خویشتن

این داروگیر عارض و زلف تو هم خواهد گذشت

دایم نمی ماند کسی بر آب و تاب خویشتن

ناصح چه پرسی جرم من چون نیست در تو مرحمت

سایل گر او باشد مرا گویم جواب خویشتن

ای عیب جوی عاشقان بویی گرت هست از هنر

فکر خطای ما مکن بهر صواب خویشتن

از گریه تا آبی نزد هر شب خیالی بر درت

راضی نشد از دیدهٔ بیدار خواب خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
  2. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
  3. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
  4. شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو
  5. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
  6. شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
  7. شمارهٔ ۳۲۵تا قدح هردم چرا بوسد لب میگون او
  8. شمارهٔ ۳۲۶خیز ای ندیم خاصّ درِ پادشاه شو
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.