پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۵

تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن

بر ماست دعا گفتن و از صبح دمیدن

گل گوش همه بر سخن حسن تو دارد

بد نیست ز خوبان سخن خوب شنیدن

گفتی که مکش زلف مرا کآن سر فتنه ست

هر فتنه که آید ز تو خواهیم کشیدن

ز آن روی به سر می رود اندر طلبت اشک

کش آبله شد پای ز بسیار دویدن

ای اشک چو در دیده وطن کرد خیالش

می باید از این مرحله بر آب چکیدن

زنهار به جایی که رخ اوست خیالی

در ماه نبینی که نکو نیست دو دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۷تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
  2. شمارهٔ ۳۱۸گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
  3. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
  4. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
  5. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
  6. شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو
  7. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
  8. شمارهٔ ۳۲۴ - استقبال از کمال خجندیتا چمن دم زد ز لطف عارض رعنای او
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.