پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن

حکایت لب لعل تو را به آب دهن

مرا سرشک ز گوهر چنان توانگر ساخت

که غیر تیغِ تو قرضی نماند بر گردن

ز بس که شیوهٔ چشم تو کُشت مردم را

کمند زلف تو در خون همی کشد دامن

ز چهره پرده برافکن که شمع مجلس را

ز روی حسن به هر مجمعی تویی سرکن

به دوست عرضه ده ای اشک حال تیرهٔ ما

کنون که بر دراو هست آب تو روشن

همین که دل ز خیالی که....

به ناز چشم تو گفتا خبر ندارم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من
  2. شمارهٔ ۳۱۷تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
  3. شمارهٔ ۳۱۸گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
  4. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
  5. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
  6. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
  7. شمارهٔ ۳۲۲ای به حُسن آفتاب چاکر تو
  8. شمارهٔ ۳۲۳به هوا و هوس نکهت پیراهن تو
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.