پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

ای مهر تو انیس دل ناتوان من

ذکر لب و دهان تو ورد زبان من

تا نام تو شنید و نشان تویافت دل

دیگر اثر نیافت ز نام و نشان من

از لوح خاطرم نرود نقش مهر تو

بعد از اجل که خاک شود استخوان من

دل سوخت زاین حسد که چرا صرف می شود

جز نقد جان من به فدای تو جان من

کس را وقوف نیست بجز نی ز همدمان

کز دست هجر کیست نفیر و فغان من

گفتم تن خیالی مسکین چو موی چیست

در تاب رفت و گفت ز فکر میان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
  2. شمارهٔ ۳۱۵تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن
  3. شمارهٔ ۳۱۶تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من
  4. شمارهٔ ۳۱۷تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
  5. شمارهٔ ۳۱۸گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
  6. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
  7. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
  8. شمارهٔ ۳۲۱من که باشم که بود لایق تو خدمت من
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.