پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من

شمع را سوخت دل از غصّه چراغش روشن

سر نه پیچم ز رضای تو اگر تیغ زنی

چه کنم گر ننهم حکم خدا را گردن

نیست در دور تو بی نالهٔ زار آن سر کو

خوش بود موسم گل نغمهٔ مرغان چمن

هرکه لعل لب سیراب تو را بد گوید

گرهمه چشمهٔ خضر است که خاکش به دهن

گر نخواهی که چو گل چاک شود پیرهنت

بی گناهی نکش از دست خیالی دامن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
  2. شمارهٔ ۳۱۴به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
  3. شمارهٔ ۳۱۵تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن
  4. شمارهٔ ۳۱۶تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من
  5. شمارهٔ ۳۱۷تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
  6. شمارهٔ ۳۱۸گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
  7. شمارهٔ ۳۱۹گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
  8. شمارهٔ ۳۲۰گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.