پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم

با خیال نرگست در عین بیماری خوشیم

سال‌ها بودیم رقصان در هوایت ذرّه‌وار

واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم

گه نشسته در عرق گه در تبیم از اشک و سوز

مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم

گفته‌ای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید

هر بلایی کز سر زلف تو آید می‌کشیم

تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت

زلف چون زنجیر تو لیلی‌ست ما مجنون‌وَشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
  2. شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظمن که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
  3. شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربیمن که از دیدهٔ معنی به رخت می‌نگرم
  4. شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلویآخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
  5. شمارهٔ ۳۱۱ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من
  6. شمارهٔ ۳۱۲ای مهر تو انیس دل ناتوان من
  7. شمارهٔ ۳۱۳با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
  8. شمارهٔ ۳۱۴به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.