پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظ

من که با لعل تو فارغ ز می رنگینم

خون دل می‌خورم و درخور صد چندینم

دورم از دولت دیدار تو و نزدیک است

که ببینم رخ مقصود و چنین می‌بینم

زآن چو نافه خوشم از همدمی خون جگر

که نسیمی‌ست ز زلفت نفس مشکینم

پیش از آن دم که گریبان درم از غصّه چو گل

دامن آن به که ز خود غنچه صفت برچینم

گرم پرسیِّ توام سوخت چه باشد ای دوست

که زمانی ببری دردسر از بالینم

گر نباشد سبب اشعار خیالی که برد

پیش آن خسرو خوبان سخن شیرینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلویآخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
  2. شمارهٔ ۳۱۱ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من
  3. شمارهٔ ۳۱۲ای مهر تو انیس دل ناتوان من
  4. شمارهٔ ۳۱۳با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل من
  5. شمارهٔ ۳۱۴به غیر چشمهٔ حیوان کرا رسد گفتن
  6. شمارهٔ ۳۱۵تا دست دهد روی چو خورشید تو دیدن
  7. شمارهٔ ۳۱۶تا رندی و نیاز نشد رسم و راه من
  8. شمارهٔ ۳۱۷تا می فشاند سوز دل خون از کباب خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.