پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم

ترک همه گفتیم و تو را پیش گرفتیم

از غمزه کمان گوشهٔ ابروی تو ما را

هر تیر که زد بر جگر ریش گرفتیم

کردیم ز تیر تو حذر به که نگیری

بر کردهٔ ما عیب که بر خویش گرفتیم

دل عاقبت از شوق کمانخانهٔ ابرو

قربان شد و ما نیز همین کیش گرفتیم

آزاده ز شاهیّ دو کونیم خیالی

ز آن روز که خود را چو تو درویش گرفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
  2. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
  3. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
  4. شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظمن که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
  5. شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربیمن که از دیدهٔ معنی به رخت می‌نگرم
  6. شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلویآخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
  7. شمارهٔ ۳۱۱ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من
  8. شمارهٔ ۳۱۲ای مهر تو انیس دل ناتوان من
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.