پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم

دیوانه ییم و پای به زنجیر می کنیم

تو از کمال لطف بیارا قصور ما

هرچند ما به کار تو تقصیر می کنیم

با می حقوق صحبت ما این زمانه نیست

عمری ست تا که خدمت این پیر می کنیم

ره برده ایم جانب ملک قلندری

تا پیرویّ شحنهٔ تقدیر می کنیم

گر یار چاره یی نکند درد عشق را

با محنت فراق چه تدبیر می کنیم

اقرار می کنیم خیالی به جرم خویش

نه دعوی صلاح و نه تزویر می کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
  2. شمارهٔ ۳۰۵ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
  3. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
  4. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
  5. شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظمن که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
  6. شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربیمن که از دیدهٔ معنی به رخت می‌نگرم
  7. شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلویآخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
  8. شمارهٔ ۳۱۱ای رفیقان به شب هجر چو از آتش من
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.