پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم

که بر او عاقبت این نکته موجّه کردیم

سر ز خجلت نه برآورد دگر یوسف مصر

به حدیث تواش از بس که فرا چه کردیم

تا به بالای تو بستیم دل ای سروِ بلند

به هوای تو که دست از همه کوته کردیم

از پریشانیِ زلف تو دلم ز آن جمع است

که تو را عاقبت از حال خود آگه کردیم

تا توان بی خطری بار به منزل بردن

توشهٔ ره ز توکّلت علی الله کردیم

ای خیالی ز ره و رسم محبّت بیرون

هرچه کردیم به جان تو که بی ره کردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
  2. شمارهٔ ۳۰۴ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
  3. شمارهٔ ۳۰۵ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
  4. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
  5. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
  6. شمارهٔ ۳۰۸ - استقبال از حافظمن که با لعل تو فارغ ز می رنگینم
  7. شمارهٔ ۳۰۹ - استقبال از شمس مغربیمن که از دیدهٔ معنی به رخت می‌نگرم
  8. شمارهٔ ۳۱۰ - استقبال از امیرخسرو دهلویآخر ای جان لب شیرین تو را جان گفتن
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.