پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم

هرآنچه بر سر ما آید از ستم بینیم

به غم بساز دلا چون قرار ما این بود

که هرچه از طرف او رسد به هم بینیم

چه نسبت است به ابروی تو مهِ نو را

نه مردمی ست که او را به چشم کم بینیم

دلم که رفت ز شهر وجود بی دهنت

به بوی تو مگرش باز در عدم بینیم

به پای بوس تو دارد سری خیالی و نیست

امید کز تو همه عمر این قدم بینیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته‌ایم
  2. شمارهٔ ۳۰۱مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
  3. شمارهٔ ۳۰۲ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
  4. شمارهٔ ۳۰۳ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
  5. شمارهٔ ۳۰۴ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
  6. شمارهٔ ۳۰۵ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
  7. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
  8. شمارهٔ ۳۰۷مرا مکش که تو را خاک رهگذار شدم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.