پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام

هرکجا هستم من مسکین دعاگوی توام

از ره صورت به صد روی از تو مهجورم ولی

چون به معنی بنگری بنشسته پهلوی توام

خاک گشتم بر سر راه وفا و همچنان

دیده حیران است در نظّارهٔ روی توام

می کُشد دور از تو زارم هر شبی هجران و باز

زنده می سازد نسیم صبح بر بوی توام

گو مکن نومیدم از فتراک خود زیرا که من

طایر قدسم که صید دام گیسوی توام

گرچه دور است از رخت چشم خیالی دور نیست

از نظر هردم خیال قدّ دلجوی توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم
  2. شمارهٔ ۳۰۰ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته‌ایم
  3. شمارهٔ ۳۰۱مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
  4. شمارهٔ ۳۰۲ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
  5. شمارهٔ ۳۰۳ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیم
  6. شمارهٔ ۳۰۴ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
  7. شمارهٔ ۳۰۵ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
  8. شمارهٔ ۳۰۶مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.