پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم

مُردیم ز درد و به دوایی نرسیدیم

در راه وفا عاقبت الامر سرِ ما

پوسید و به بوسیدن پایی نرسیدیم

افسوس که بی پا و سر اندر طلب دوست

بسیار دویدیم و به جایی نرسیدیم

کردیم بسی سعی وز گلزار وصالش

بی ناله چو بلبل به نوایی نرسیدیم

آخر چو خیالی به سرِ منزل مقصود

جز در قدم راهنمایی نرسیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴زهی تیره از زلف تو روز، شام
  2. شمارهٔ ۲۹۵سرشک جانب خاک در تو بست احرام
  3. شمارهٔ ۲۹۶گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می‌آیدم
  4. شمارهٔ ۲۹۷گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
  5. شمارهٔ ۲۹۸گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم
  6. شمارهٔ ۲۹۹ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم
  7. شمارهٔ ۳۰۰ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۰۱مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.