پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۳

دل گم شد و جز بر دهنش نیست گمانم

جویید به او گرد نبوَد هیچ ندانم

ای اشک چو آن رویِ نکو روزیِ مانیست

بی وجه تو را در طلبش چند دوانم

با شمع چو گفتم غمِ دل گفت که من نیز

از دست دل سوختهٔ خویش بجانم

بی ماه رخت آه من از چرخ گذر کرد

تا دورم از آن روی چنین می گذرانم

با آن که چو کوهم کمر شوق تو بسته

در چشم تو بی سنگ و به روی تو گرانم

گفتم برسانم به تو پیغام خیالی

حیف است که این گویم و جایی نرسانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۵سرشک جانب خاک در تو بست احرام
  2. شمارهٔ ۲۹۶گرچه از جا شد دل و بر جان بلا می‌آیدم
  3. شمارهٔ ۲۹۷گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
  4. شمارهٔ ۲۹۸گهی که جانب آن زلف خم به خم بینیم
  5. شمارهٔ ۲۹۹ما به اوّل ستم زلف تو را خوش کردیم
  6. شمارهٔ ۳۰۰ما به فکر دهنت ذوق شکر یافته‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۰۱مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم
  8. شمارهٔ ۳۰۲ما در خیال زلف تو شبگیر می کنیم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.