پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف

بازش ز عین سرخوشی چشم تو می سازد تلف

گر غمزه ات خون می کند چشم تو یاری می دهد

ور عارضت دل می برد زلف تو می گیرد طرف

گر خدمتی آید ز ما بر وجه منت ز آنکه هست

از خدمت خاک درت خورشید را چندین شرف

هردم به دندان تو دُر لاف لطافت می زند

هرچند کآن بی باک را دندان همی خاید صدف

تا کی رقیب از خرّمی طعنه زند بر حال من

این ژاژ خایی را بگو تا بس کند آن بد علف

گرچه خیالی سر به سر اشک تو دُر شد زآن چه سود

چون آبت از رو می برد باز آن یتیم ناخلف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندیشمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل
  2. شمارهٔ ۲۸۶آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
  3. شمارهٔ ۲۸۷از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم
  4. شمارهٔ ۲۸۸ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
  5. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  6. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
  7. شمارهٔ ۲۹۱خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
  8. شمارهٔ ۲۹۲دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.