پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش

که به آن روی نکو هرچه کند می رسدش

تا به اول نکنی فکر روانی ای سرو

دعویِ خوبی تو راست نیاید به قدش

هرکه با تو به ازل لاف ز درویشی زد

نبود میل به سلطانی ملک ابدش

می رود در پیِ زلف تو دل شیفته ام

تا سرِ رشتهٔ تقدیر کجا می کشدش

باد هر لحظه به عمدا نکشیدی زلفت

گر سر زلف تو گستاخ نکردی به خودش

ابروی شوخ تو در بردن دل نیست

گرچه پیوسته خیالیّ تو دل می‌دهدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
  2. شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندیشمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل
  3. شمارهٔ ۲۸۶آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
  4. شمارهٔ ۲۸۷از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۲۸۸ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
  6. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  7. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
  8. شمارهٔ ۲۹۱خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.