پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش

گر حق این نداند او داند و خدایش

یارب نهال قدّش تا از کدام باغ است

کز هر طرف سری شد بر باد در هوایش

گویی مگر به رویش آشفته گشت گیسو

ورنه چرا پریشان می آید از قفایش

تا که ز ناشکیبی بر روی من دوَد اشک

ای مردمان بپرسید کز چیست ماجرایش

دل را که غیر عشقش فکری نبود در سر

بنگر که درد هجران چون می کند ودایش

اشک تو را خیالی این آبرو از آن است

گر می شود مشرّف گه گه به خاک پایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
  2. شمارهٔ ۲۸۴گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
  3. شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندیشمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل
  4. شمارهٔ ۲۸۶آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
  5. شمارهٔ ۲۸۷از آن ز دیده و دل اشک و آه می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۲۸۸ای ز چشمت چشم نرگس نسخه‌ای امّا سقیم
  7. شمارهٔ ۲۸۹تا به روی از دیده اشک لاله‌گون می‌آیدم
  8. شمارهٔ ۲۹۰تا خاک راه همت اهل صفا شدم
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.