پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

کجاست ساغر می تا به گردش آرندش

که عمر رفت و حریفان در انتظارندش

به حلقه یی که حساب سگان او گذرد

رقیب کیست که باری کسی شمارندش

دلم ز طرّه خوبان چگونه سر پیچد

چو ساعتی به سرِ خود نمی گذارندش

سرشک گر همه بگذشت بهر خاک درت

گذشته یی ست که با خاک می سپارندش

به روی تو گل از آن دم که خودفروشی کرد

ببین که بسته به بازار می برآرندش

چو نیست پیش بتان عزّتی خیالی را

به خواریی چه شود گر عزیز دارندش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸روزگاری ست که از غایت نادانی خویش
  2. شمارهٔ ۲۷۹گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
  3. شمارهٔ ۲۸۰ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
  4. شمارهٔ ۲۸۱ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
  5. شمارهٔ ۲۸۲یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش
  6. شمارهٔ ۲۸۳هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
  7. شمارهٔ ۲۸۴گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
  8. شمارهٔ ۲۸۵ - استقبال از کمال خجندیشمع می‌گفت به پروانه شبی در منزل
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.