پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

دلا به دست هوس تار زلف یار مکش

در او مپیچ و بلا را به اختیار مکش

که فتنه یی ست به هر تاب طرّهٔ او را

چو تاب فتنه نداری تو زینهار مکش

ز سرکشیِ چو به قدّش نمی رسی ای

به جای خویش نشین و به هرزه بار مکش

بیار باده که جامت مدام می گوید

که ساغری کش و دردسر خمار مکش

خیال وصل خیالی بنه تمام از سر

نمی رسد به تو این پایه انتظار مکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش
  2. شمارهٔ ۲۷۸روزگاری ست که از غایت نادانی خویش
  3. شمارهٔ ۲۷۹گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
  4. شمارهٔ ۲۸۰ما را به درِ دوست گشاد از هوس خویش
  5. شمارهٔ ۲۸۱ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
  6. شمارهٔ ۲۸۲یار اگر بد کند ای دل نتوان گفت بدش
  7. شمارهٔ ۲۸۳هر نقد دل کآن غمزهٔ پر حیله می آرد به کف
  8. شمارهٔ ۲۸۴گر بیابد شرف خدمت آن حور ملک
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.