پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

آنکه رحمی نیست بر حال منش

گر بمیرم خون من در گردنش

تا نیاید دامن زلفش به دست

باز نتوان داشت دست از دامنش

دل خراب چشم او گشت و هنوز

نیست مسکین ایمن از مکر و فنش

چاک زد پیراهن و در خون نشست

گل ز رشک نکهت پیراهنش

تا نسوزی ای خیالی همچو شمع

کی شود حالِ دل ما روشنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش
  2. شمارهٔ ۲۷۱تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
  3. شمارهٔ ۲۷۲چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
  4. شمارهٔ ۲۷۳چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش
  5. شمارهٔ ۲۷۴در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
  6. شمارهٔ ۲۷۵دلا به دست هوس تار زلف یار مکش
  7. شمارهٔ ۲۷۶کجاست ساغر می تا به گردش آرندش
  8. شمارهٔ ۲۷۷دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.