پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش

شکست نقد قلب من چرا شد رسم و آیینش

منش دیگر نمی‌گویم مکن چندین جفا آخر

چو بهبودی نمی‌بینم ز دل کاو گفت چندینش

منجّم تا رخ یار و سرشکم دید، در خاطر

به وجه نیک روشن شد حدیث ماه و پروینش

دلا فرهاد را زیبد ره و رسم وفاداری

که سر رفت و نرفت از سر خیال شور شیرینش

خیالی طوطی طبعت همان رنگ سخن دارد

که در آیینهٔ اول همی‌کردند تلقینش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
  2. شمارهٔ ۲۷۳چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش
  3. شمارهٔ ۲۷۴در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
  4. شمارهٔ ۲۷۵دلا به دست هوس تار زلف یار مکش
  5. شمارهٔ ۲۷۶کجاست ساغر می تا به گردش آرندش
  6. شمارهٔ ۲۷۷دل چو گشت از جام معنی جرعه نوش
  7. شمارهٔ ۲۷۸روزگاری ست که از غایت نادانی خویش
  8. شمارهٔ ۲۷۹گر ترحّم نکند طرّهٔ بی آرامش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.