پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

دلا غم یار ما شد دل به جا دار

که او را یافتم یار وفادار

طریق باده نوشی گرچه جرم است

بنوش و چشم رحمت از خدادار

تو را ای سرو بالا خود که آموخت

که این بیچاره را چندین بلا دار

خطت را جان اگر مشگ ختا گفت

خطایی گفت تو بر جان ما دار

گذشتی دی به باغ و گشت شمشاد

به صد جان سرو قدت را هوادار

خیالش جز دل ما ای خیالی

ندارد جای دیگر دل به جادار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
  2. شمارهٔ ۲۶۵ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
  3. شمارهٔ ۲۶۶آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
  4. شمارهٔ ۲۶۷آن دل که به فن برد ز من غمزهٔ مستش
  5. شمارهٔ ۲۶۸آنکه رحمی نیست بر حال منش
  6. شمارهٔ ۲۶۹اشکِ چشم من که جان نقد روان می‌خواندش
  7. شمارهٔ ۲۷۰اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش
  8. شمارهٔ ۲۷۱تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.