پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز

یارب مگر به یار رسم خود تو چاره ساز

زاهد به راه مسجد و ما کوی می فروش

تا کارِ کی برآورد آن یار بی نیاز

انکار بر حقیقت عاشق چه می کنی

ای ره نبرده هیچ مگر جانب مجاز

پرهیز کن ز نالهٔ جانسوز بی دلان

گر آگهی ز آتش این آهِ جانگداز

با جور یار به که بسازی در این دو روز

تا کی کنی به شِکوِه خیالی زبان دراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
  2. شمارهٔ ۲۶۷آن دل که به فن برد ز من غمزهٔ مستش
  3. شمارهٔ ۲۶۸آنکه رحمی نیست بر حال منش
  4. شمارهٔ ۲۶۹اشکِ چشم من که جان نقد روان می‌خواندش
  5. شمارهٔ ۲۷۰اگر در بند سودا نیست با من زلف مشکینش
  6. شمارهٔ ۲۷۱تا در دلت غمی بوَد از دلپذیر خویش
  7. شمارهٔ ۲۷۲چه کرد سرو به قدّت که بر کشیدندش
  8. شمارهٔ ۲۷۳چون طلب کردیم فیضی از سحاب رحمتش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.