پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد

وز جفا کاری عفاک الله که تقصیری نکرد

من به ابرویش نظرها دارم و آن بی وفا

زان کمان هرگز مرا شرمندهٔ تیری نکرد

ای که چون آیینه کردی دعویِ روشندلی

از چه آه دردمندان در تو تأثیری نکرد

در حریم خاطر ارباب همّت ره نیافت

هرکه در عهد جوانی خدمت پیری نکرد

از سیه بختی خیالی سوی زلف سرکشش

پی نبرد از راه معنی تا که شبگیری نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر
  2. شمارهٔ ۲۶۰از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
  3. شمارهٔ ۲۶۱ - استقبال از حافظچه بود افسانهٔ منصور با یار
  4. شمارهٔ ۲۶۲دلا غم یار ما شد دل به جا دار
  5. شمارهٔ ۲۶۳گر به رویت کنند نسبت حور
  6. شمارهٔ ۲۶۴عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
  7. شمارهٔ ۲۶۵ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
  8. شمارهٔ ۲۶۶آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.