پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد

قدّت کجا رسید که فتنه عَلَم نزد

با این همه محبّت و صدقی که صبح داشت

فریاد من شنید شب هجر و دم نزد

تا نوبت ظهور خط عارضت نشد

تقدیر بر صحیفهٔ خوبی رقم نزد

از هیچ رو به سرّ دهان تو پی نبرد

هر جان که خیمه بر سر کوی عدم نزد

جان را که سوخت گر غمت آتش نه برفروخت؟

دل را که برد گر سر زلف تو خم نزد؟

از منزل مراد خیالی نشان نیافت

تا از سر نیاز در این ره قدم نزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸ - استقبال از کمال خجندییار در کار دلم کوشش بسیاری کرد
  2. شمارهٔ ۲۵۹از چشم ما چو می طلبد لعل او گهر
  3. شمارهٔ ۲۶۰از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
  4. شمارهٔ ۲۶۱ - استقبال از حافظچه بود افسانهٔ منصور با یار
  5. شمارهٔ ۲۶۲دلا غم یار ما شد دل به جا دار
  6. شمارهٔ ۲۶۳گر به رویت کنند نسبت حور
  7. شمارهٔ ۲۶۴عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
  8. شمارهٔ ۲۶۵ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.