پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر

باری شود آبش به لب جوی برابر

آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم

دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر

گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست

سودای سر زلف تو سودی ست سراسر

در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند

نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر

از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی

جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲دلا غم یار ما شد دل به جا دار
  2. شمارهٔ ۲۶۳گر به رویت کنند نسبت حور
  3. شمارهٔ ۲۶۴عمری دویده ایم به دنبالِ اهل راز
  4. شمارهٔ ۲۶۵ما را ز روزگار غمِ روزگار بس
  5. شمارهٔ ۲۶۶آب شد پیش لبت قند چو تر کردیمش
  6. شمارهٔ ۲۶۷آن دل که به فن برد ز من غمزهٔ مستش
  7. شمارهٔ ۲۶۸آنکه رحمی نیست بر حال منش
  8. شمارهٔ ۲۶۹اشکِ چشم من که جان نقد روان می‌خواندش
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.