پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد

کز پیِ هر درد تشریف دوایی می‌رسد

پر منال ای دل چو نی از بی‌نوایی هر نفس

چون به قدر حال هرکس را نوایی می‌رسد

هرکس از دیوان قسمت چون نصیبی می‌برند

بی‌دلان را ز آن قد و بالا بلایی می‌رسد

هرکه در راه طلب از خویشتن بیگانه شد

عاقبت روزی به کوی آشنایی می‌رسد

از سر اخلاص هر کاو چون خیالی در رهش

می‌نهد پای طلب آخر به جایی می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰هرشبی زلفش مرا در بند سودا می‌کشد
  2. شمارهٔ ۲۵۱هرکجا خطّ تو عرض نافهٔ چینی کند
  3. شمارهٔ ۲۵۲هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسد
  4. شمارهٔ ۲۵۳هرکه سر در قدمِ مردم مقبل ننهاد
  5. شمارهٔ ۲۵۴هرگز به جهان چیزی جز یار نمی‌ماند
  6. شمارهٔ ۲۵۵هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
  7. شمارهٔ ۲۵۶یارب کدام دل که ز سوز تو دم نزد
  8. شمارهٔ ۲۵۷یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.