پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد

خاصّه وقتی که خطت بر طرف او باشد

گر به چینِ شکن زلف تو از خوش نفسی

دم دعوی بزند مشک سیه رو باشد

در لطافت به دهان تو کند نسبت خویش

چشمهٔ خضر به شرطی که سخنگو باشد

باشد از سرّ عدم پیرِ خرد را خبری

خبری ز آن دهنش گر سر یک مو باشد

گر بجوید دهنت دل ز خیالی چه عجب

ز آن دهن هیچ عجب نیست که دلجو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید
  2. شمارهٔ ۲۴۸هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد
  3. شمارهٔ ۲۴۹هردم به صورتی یار دیدار می‌نماید
  4. شمارهٔ ۲۵۰هرشبی زلفش مرا در بند سودا می‌کشد
  5. شمارهٔ ۲۵۱هرکجا خطّ تو عرض نافهٔ چینی کند
  6. شمارهٔ ۲۵۲هرکه زاین وادی به کوی بخت و دولت می‌رسد
  7. شمارهٔ ۲۵۳هرکه سر در قدمِ مردم مقبل ننهاد
  8. شمارهٔ ۲۵۴هرگز به جهان چیزی جز یار نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.