پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

مسافران که در این ره به کاروان رفتند

عجب مدار که از فتنه در امان رفتند

دلا چو جان و جهان فانی اند اهل نظر

به ترک جان بگرفتند و از جهان رفتند

از این منازل فانی به عزم شهر بقا

قدم به راه نهادند و هم عنان رفتند

از آن ز غصّه دلِ غنچه تو به تو خون است

که بلبلان خوش الحان ز بوستان رفتند

خیالیا چو رهِ رفتنی ست خیره مباش

تو نیز سازِ سفر کن که همرهان رفتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
  2. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
  3. شمارهٔ ۲۴۴واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
  4. شمارهٔ ۲۴۵هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
  5. شمارهٔ ۲۴۶هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
  6. شمارهٔ ۲۴۷هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۴۸هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد
  8. شمارهٔ ۲۴۹هردم به صورتی یار دیدار می‌نماید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.