پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

مرا یاد آن روی دیوانه کرد

که زنجیر زلف تو را شانه کرد

شبی از رخت نور دزدید شمع

روانش گرفتند و در خانه کرد

چه شمعی ندانم که پروانه را

در آتش فکندی و پروا نکرد

تشبّه به دندان او کرد دُر

چه گویم به غایت که مینا نکرد

خیالی به می بست پیمان چو دید

که ساقی اشارت به پیمانه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
  2. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
  3. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
  4. شمارهٔ ۲۴۴واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
  5. شمارهٔ ۲۴۵هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
  6. شمارهٔ ۲۴۶هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
  7. شمارهٔ ۲۴۷هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید
  8. شمارهٔ ۲۴۸هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.