پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد

عجب گر با چنین خوبی خدا اسباب او سازد

برآنم بعد از این کز رو برانم اشک را هر دم

وگرنه زود باشد کاو مرا بی آبرو سازد

هنوزم دست بر سر باشد از ذوقِ می لعلت

اگر بعد از اجل دوران زخاک من سبو سازد

مرا وقتی رسد در حلقهٔ زلف تو پیچیدن

که فکرِ آن میان از لاغری چون تار مو سازد

خیالی را مکن منع از حدیث آن لب شیرین

که طوطی را تمنّای شکر بسیار گو سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰مسافران که در این ره به کاروان رفتند
  2. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
  3. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۳نکردم جز به زلف یار پیوند
  5. شمارهٔ ۲۴۴واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
  6. شمارهٔ ۲۴۵هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
  7. شمارهٔ ۲۴۶هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
  8. شمارهٔ ۲۴۷هردم از جانب او تیغ بلا می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.