پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کرد

گل نسیمت از صبا بشنید و دل برباد کرد

نخلِ قدّ دلکشت را بنده چون بسیار شد

از برای جان درازی سرو را آزاد کرد

مردمیهای رقیبت را فرامُش چون کنم

کاو سگ کوی تو را چون دید ما را یاد کرد

تا ز ابرو علم سحر آموزد آخر غمزه ات

مدّتی در عین شوخی خدمت استاد کرد

گر خیالی در غم عشقت بمیرد باک نیست

چون به تکبیری بخواهی روح او را شاد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵مرا تا سوز دل هر شب بلای تن نخواهد شد
  2. شمارهٔ ۲۳۶مرا دوش از آن لب بسی رنگ بود
  3. شمارهٔ ۲۳۷مرا که دوش زِیادت زیاده دردی بود
  4. شمارهٔ ۲۳۸مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
  5. شمارهٔ ۲۳۹مرا یاد آن روی دیوانه کرد
  6. شمارهٔ ۲۴۰مسافران که در این ره به کاروان رفتند
  7. شمارهٔ ۲۴۱ - استقبال از بساطی سمرقندیمیر مجلس که چو لب بادهٔ روشن دارد
  8. شمارهٔ ۲۴۲ناز مه جز به همین نیست که نوری دارد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.